مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

139

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، ج 2 ، ص 102 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 193 . ادوات نسبت هيئت‌ها و الفاظ برقراركننده ارتباط بين اجزاى كلام ادوات نسبت ، حروف و هيئت‌هايى است كه داراى معناى حرفى بوده و بين اجزاى كلام ارتباط برقرار مىنمايد و موجب مىشود كلام براى مخاطب مفيد فايده‌اى كامل باشد . براى مثال ، در جمله « سرت من البصرة الى الكوفة » حروف « من » و « الى » بين كلمات « سير » ، « بصره » و « كوفه » ارتباط برقرار مىنمايد ، به‌گونه‌اى كه نشان مىدهد اين حركت از بصره شروع شده و در كوفه پايان يافته است . همچنين ، هيئت فعل ماضى « سرت » دلالت مىكند بر اين كه فاعل اين سير ، متكلم بوده است و حركت را به او نسبت مىدهد . وجود اين ادوات در جمله موجب مىشود اين كلام براى مخاطب فايده‌اى تام و كامل داشته باشد . در كتاب « فوائد الاصول » آمده است : « ثم ان هناك ادوات اخر تفيد النسبة اذ لا يختص ما يفيد النسبة بهيئات التراكيب ، بل الحروف ايضا تفيد النسبة . . . » . « 1 » همان ، ج 1 ، ص 40 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 246 و 237 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 85 - 84 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 33 . ادوات نسخ الفاظ دلالت‌كننده بر نسخ حكم شرعى ادوات نسخ ، به الفاظى گفته مىشود كه بر نسخ حكم شرعى دلالت مىكند ، مانند : لفظ « نسخت » و مشتقات آن . در كتاب « اصول الفقه الاسلامى » آمده است : « اما اداة النسخ : فهو القول الدال على رفع الحكم الثابت » . « 1 * » نكته : نسخ حكم هم مىتواند با لفظ نسخ صورت گيرد و هم از راه جعل حكم ضد آن ، كه در اين صورت ، سياق و حالت كلام بر نسخ دلالت مىنمايد . ادوار اجتهاد مراحل ناظر به زمان آغاز اجتهاد و روند تكاملى آن ادوار اجتهاد ، به معناى دوره‌هاى شكل‌گيرى و روند تطور و تكامل اجتهاد در بستر زمان است كه از اوايل قرن اول هجرى آغاز شده و تاكنون ادامه دارد . اجتهاد را مىتوان از جنبه‌هاى متفاوت ، به ادوار گوناگون تقسيم نمود . يكى از كامل‌ترين تقسيمات در اين مورد ، تقسيمى است كه در كتاب « ادوار اجتهاد » آمده و اجتهاد را در هشت دوره دسته‌بندى كرده است . « 1 - » دوره اول ، عصر پيدايش مبادى اجتهاد : اين دوره از روز ورود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدينه آغاز گشت و با رحلت آن حضرت پايان يافت و حدود يازده سال به طول انجاميد . در اين دوره ، زمينه اجتهاد در مكه وجود نداشت ، زيرا اصول و قوانين كلى اجتهاد ، بعد از هجرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدينه ، توسط جبرئيل بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وحى شد ، البته باب اجتهاد براى قاريان و عالمان آن زمان باز بود ، اما به دليل كم بودن فروع جديد و حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و دسترسى مردم به ايشان ، نيازى به آن نبود ، هرچند در اين زمان نيز ، اجتهاد به رأى ، مورد مذمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قرار مىگرفت . « 2 » دوره دوم ، عصر آمادگى و زمينه‌سازى براى به كارگيرى اجتهاد : دومين دوره از ادوار اجتهاد ، دوره آمادگى و زمينه‌سازى براى به كارگيرى اجتهاد بوده و دامنه آن بسى گسترده‌تر از دوره اول است . اين دوره از روز نخست وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، آغاز گرديد و تا زمان غيبت كبراى امام زمان ( عج ) در سال 329 ( هجرى ) ادامه داشت و حدود 318 سال به درازا كشيد . در اين دوره ، اجتهاد از راه منابع معتبر شرعى ، مانند كتاب و سنت ، در ميان علما و مجتهدان وجود داشت ، اما با وجود ائمه عليهم السّلام ، شيعه نياز چندانى به آن نداشت و در جاهايى كه ائمه حضور نداشتند ، مردم توسط آنها به بعضى از اصحاب رجوع داده مىشدند . در اين دوره ، ائمه عليهم السّلام اصحاب را به تفريع فروع بر اصول امر مىكردند و همين امر ، دليل گسترش علم اصول و در نهايت ، اجتهاد گرديد . در اين دوره ، امامان عليهم السّلام اجتهاد به رأى را به شدت سرزنش مىكردند . « 3 » دوره سوم ، عصر تدوين قواعد اصولى و عناصر مشترك اجتهادى : سومين دوره اجتهاد ، دوره تدوين قواعد اصولى و عناصر مشترك اجتهادى ، به‌گونه علمى و فنى است . اين دوره در ميان شيعه ، از زمان مجتهد بزرگ « ابو محمد حسن بن على حذا عمانى » معروف به « ابن ابى عقيل » ( متولد 329 هجرى ) معاصر « كلينى » آغاز گرديد و تا زمان « شيخ طوسى » ادامه يافت و حدود چهل سال به طول انجاميد . اين دوره در ميان اهل سنت ، بنا بر نظر مورخ بزرگ « ابن خلكان » ، از زمان « قاضى ابو يوسف » و بنابه نظر بعضى ديگر ، مانند « ابن خلدون » ، از زمان « محمد بن ادريس شافعى » آغاز شد و تاكنون ادامه دارد . « 4 »

--> ( 1 ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 42 . ( 1 * ) . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 935 . ( 1 - ) . جناتى ، محمد ابراهيم ، ادوار اجتهاد ، ص 37 و 41 . ( 2 ) . همان ، ص 41 . ( 3 ) . همان ، ص ( 89 - 87 ) . ( 4 ) . همان ، ص 217 .